سفارش تبلیغ
صبا
دانش، منشأ هرگونه خیری است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
پنج شنبه 91 خرداد 11 , ساعت 7:42 عصر

امام کیست؟
امام علیه السلام در نظر مکتب تشیع «ما جویاى که هستیم؟»ما دلشده،به دنبال امام مى‏رویم و سراغ امام مى‏گیریم و امام مى‏جوئیم.
«امام کیست؟و چه اثرى در زندگى معنوى و مادى ما تواند داشت؟»من به واقع نتوانم شناخت اما توانم بیان آنکس را که به صدق و معرفت،تالى پیمبر خاتم صلى الله علیه و آله و سلم بود و اشرف نوع بنى آدم،و وصى بلا فصل مسلم،امیر مؤمنان على علیه السلام بود و رهبر عارفان کشش بخش دل و جان،و ادب آموز انس و جان،یاد آرم و نقل به مضمون کنم،باشد که روانها را آشنایى دهد و براى دید اهل بصیرت،نمایى روشن پیش آورد. امیر مؤمنان علیه السلام به طارق بن شهاب‏«که طریق آسمان امامت مى ‏جست و پیش شهاب (1) مى ‏گرفت تا مگرش موسى ‏وار«بقبس من النار»رساند و از آن نار،ره به کوى نور الانوار یابد،فرمود:
«امام،کلمه خدائى است،برهان الاهى است،جهت پروردگار است (2) و نماینده خواست آفریدگار (3) .
امام،نور یزدان است،و واسطه معرفى درست‏ اخلاق جهان (4) .
امام،آیت کردگار است و نشانه خاص پروردگار.
او را خداى بر مى ‏گزیند و از همگان برتر و بهتر مى ‏داند،و آن علم و توفیق و کمال که شایسته مقام امامت است،در او مى ‏نهد و سپس‏«طاعت و ولایت وى‏»را بر همه آفریدگانش واجب می کند (زیرا خیرشان در اطاعت اوست و کمالشان وابسته قبول ولایت او.)
از آن پس،نماینده حق و ولى مطلق،در آسمانها و زمین‏«امام‏»است.
تمام بندگان خداى در عالم تکوین و تشریع،پیمان‏دار آنند که از این‏«وجود عزیز»بهره گیرند و از رهبرى و هدایت او،به جان،استقبال کنند.
هر که بر او پیشى گیرد و بى ‏فرمان وى،کارى انجام دهد،نافرمانى خداى کرده و از مرز ایمان،به در رفته است.
امام،هر چه را خدا خواهد،کند و همان که ایزد متعال خواهد،دلخواه او همانست.
بر بازویش به خط قدرت نوشته :«و تمت کلمة ربک صدقا و عدلا» (5)
آرى،وجود امام،صدق محض است و عدل تام و تمام (خواستار راستى و درستى باید یکسر به او دیده دوزد) و از اعمال و رفتارش دقیقا پیروى کند،و طالب داد و سلامت نفس،بایست در پى او رود و پاى، جاى پاى او نهد تا بدان میزان،خود را سنجد و اعتدال بخشد،و اقامه قسط و عدل تواند.) (6)
براى امام،ستونى روشن و نورانى نصب شده که سرى به آسمان دارد و پائى بر زمین،و بدین روشنى و نور،امام تواند باطن ها را بیند و نهانی ها را آگهى یابد و آنچه در عالم است‏ شناسد و همه موجودات ملکوتى و برتر از آنرا نیز مشاهده کند،و مهم‏تر از همه،اعمال بندگان خدا را واقف شود (و نظارتى که مقام امامت را شاید،بر جهان و جهانیان داشته باشد،و به موقع و به جا،هدایت و دلالت‏ خیر نماید.)
امام،سخن پرندگان هم داند،و کلام غیر آدمى نیز شناسد،و بدین سبب‏«ولایت‏ بر آنان‏»هم مسلم اوست.
امام،وجودى است که خداوند،شایسته وحى خویش دانسته،و لایق اطلاع از مسائل غیب شناخته،و به کلمه خویش مؤیدش ساخته،و حکمت‏ خاصه ‏اش بدو تلقین فرموده،و دل وى را جایگاه ظهور شیت‏ خویش نموده،و او را سلطنت و چیرگى به عالم بخشیده،و امارت و فرمانروائى جهان داده،و همه را محکوم طاعت او گردانیده.
امامت،میراث انبیاست و مرتبه اصفیا،خلافت ‏خدائى است و جانشینى به تمام معناى رسولان الهى.
و همین مقام است که‏«ولایت و سلطنت‏»از