سفارش تبلیغ
صبا
هرکس برای خدا، بابی از دانش را فرا گیرد تا به مردم بیاموزد، خداوند پاداش هفتاد پیامبر به او بدهد . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
چهارشنبه 92 دی 4 , ساعت 11:22 عصر

اما بازهم بعد ازمدتی کاردر راه آهن متوجه شدند که حس جست وجوگری وکنجکاویشان راضی نمی شودپس به سراغ آقای ژانه که قبلا استاد استاد ما بودند رفتند ودرباره ی این حس خود به او توضیح دادندکه با عصبانیت آقای ژانه روبه رو شدند سرانجام با وساطت همسر استاد ژانه وبا تلاش استاد ژانه آقای حسابی نزد استاد فابری که استاد برجسته ی دانشگاه سوربن بودرفتند ایشان برعکس آقای ژانه با حوصله ودقت به احساسات استاد گوش دادند وایشان را راهنمایی کردند که در میان علوم پایه فیزیک می تواند روحیه ی علمی شما را راضی کند پس تعدادی سئوال به استاد دادند تا در حدود یک ماه بعد در آزمونی شرکت کنند استاد بعد از یک ماه به سالن امتحانات رفتند ومنتظر ماندند تا استاد فابری بیاید واز ایشان امتحان بگیرد نفر اول یک خانم بود که استاد فابری پس از دو سه دقیقه که نزد او بودند با صدای بلند بر سر او داد زدند وبه سراغ استاد که نفر دوم بود آمدند رفتار فابری با نفر اول برای استاد استرس به همراه آورده بود آقای فابری پس از این که برگه هایی که حاصل یک ماه کار استاد بودند را نگاه کردند به ایشان گفتند تو چرا رفتی مهندسی خواندی تو باید از اول فیزیک می خواندی پس استادبه فیزیک پرداختند ودر همان سنین جوانی به درجه پروفسوری نائل شدند ونظریاتی در این مورد ارائه کردند وبه همین دلیل سفر هایی به اروپا داشتند ودر کشور های مختلف با دانشمندانی مانند بور ، بورن ، دیراک و ... ملاقات کردند که آن ها به ایشان پیشنهاد د ادند که نظریات خود را با انیشتین در میان بگذارد واستاد درخواست ملاقاتی برای کارهایشان برای انیشتین فرستادند که به عنوان یکی از پنج نفری که اجازه ی ملاقات بااو را یافتند انتخاب شدند پس استاد به پرینستون رفتند ونظریات خود را به دستیار انیشتین دادند وپس از بررسی های او موضوع با خود انیشتین در میان گذارده شد به این ترتیب آقای سید محمود حسابی با مرد اول فیزیک جهان آلبرت انیشتین روبرو شد مهمترین نکته ای که به نظر استاد در مورد او جلب توجه می کرد سادگی بیش ازحد او وتواضع او بود انیشتین استاد مارا با روی گشاده پذیرفت ونظریاتش را نگاهی کرد واز استاد، وقت خواست تا با دقت بیشتری آن ها را مطالعه کند او در دیدار دوم استاد را بسیار تشویق کرد و به او گفت که نظریاتش در آینده ای نه چندان دور فیزیک را متحول خواهد کرد اما این نظریات زیبا نیستند و سید داستان ما را به دنبال این زیبایی راهی آزمایشگاهی مجهز در شیکاگو کردند در آن جا استادهر آن چه را که برای انجام تحقیقات وتکمیل نظریاتشان می خواستند در اختیار داشتند . جالب است که بدانید در محل کار ایشان یک دسته چک سفید امضا قرار داده بودند تا استادهر آن چه را که  احتیاج دارند برای تحقیقاتشان تهیه نمایند وحتی یک شمش طلای 24 عیار هم در اختیار او برای انجام آزمایشات قرار دادند وسرانجام استاد با تلاش بسیار پس از یک سال دوباره به دیدار انیشتین رفتند تا از نظریاتشان دفاع کنند که با کمال تعجب دیدند که خود انیشتین هم در جلسه ی دفاع حاضر شده است وعلاوه بر او اساتید برجسته ی دیگری در جلسه حضور دارند واین برای استاد شادی واسترس بسیاری به همراه داشت اما انیشتین هوشمندانه سعی کرد با سئوالاتی از استرس استاد بکاهد سپس در کمال تواضع وفروتنی از استاد خواستند که از نظریه اشان دفاع بکنند واستاد در حالی که بسیار تحت تاثیر رفتار فروتنانه وبسیار زیبای این مرد ودیگر دانشمندان قرار گرفته بودند از نظریه اشان دفاع کردند و در پایان با این پاسخ انیشتین که می گفت دکتر حسابی به شما تبریک می گویم نظریه ی شما زیبا متقارن و قابل دفاع است غرق در شادی شدند وپس از آن استاد بالاترین نشان علمی کشور فرانسه را دریافت کردند ودر کرسی انیشتین مشغول تحقیق شدند در همین روزها بود که استاد به یاد وطن افتادند وتصمیم گرفتند که به ایران باز گردند پس خانم گوهرشاد ومحمود ومحمد به ایران آمدند وخانه ای اجاره کردند اما هرچه دنبال کار گشتند هیچ نیافتند تا آن که با راهنمایی مادرشان نزد نوه ی دایی مادریشان رفتند واوهم پیشنهاد کرد که برای راه انداختن یک شغل آزاد وکسب سرمایه نزد پدرشان یعنی آقا عباس بروند استاد هم با امید به تغییر رفتار پدر بعد از این همه سال راهی خانه ی او شد اما دریافت که پدر، همان پدر سالهای پیش است وهمچنان نسبت به فرزندانش بی نوجه است پس استاد آن جا را ترک کرد وبا چهره ی بسیار ناراحت به خانه باز گشتند خانم گوهرشادوقتی ماجرا را فهمید عصبانی شد وبه استاد گت باید قبل از دیدار با معزالسلطنه با من مشورت می کردی حالا دوباره به دیدار آقای نصر السلطان ( نوه دایی ایشان ) می روی واز جانب من از او کمک می خواهی استاد در دیدار دوباره با آقای نصرالسلطان ماجرای دیدار با پدر را تعریف کردند که موجب ناراحتی
نوه ی دایی شد وایشان بعدها انتقام سختی از پدر استاد گرفتند وسپس استاد را راهی وزارت طرق وشوارع عامه کردند تا در آن جا استخدام شوند ودر آن جا پنج الاغ وسه تفنگچی به استاد دادند واو را به جایی که هیچ چیز از آن منطقه وراه هایش نمی دانستند فرستادند تا مسیر بوشهر به بندر لنگه را نقشه برداری کنند با رسیدن به قم دکتر حسابی با نخست وزیر که برای بازدیدی به آن جا آمده بود ملاقات کرد ودر دیدار با او فهمید که وزارت اصلا نمی خواسته مهندسی بالای سرشان باشد بنابراین ایشان را بدون هیچ حمایتی به آن سفر دور ودراز فرستادند آقای سید محمود بعد از آگاهی از این مطلب با وجود اصرار بسیار نخست وزیر برای بازگشت وکار در نزد او باز هم حاضر نشدند از ماموریت باز گردند وبه راه خود ادامه دادند این ماموریت بسیار سخت دوسال طول کشید که در طی آن استاد وهمراهانش بارها توسط قبایل محلی دستگیر وبا کمک خدا آزاد می شدند بعد از دو سال پروفسور با نقشه هایی در دست به تهران بازگشت ونقشه ها را روی میز معاون وزارت راه قرارداد امام برخلاف شوق وذوق ایشان برای اتمام کارشان معاون کاملا بی حوصله میان حرف استاد پرید وبه او اجازه ی توضیح نداد ایشان دریافت که این فرد اصلا از نقشه سر در نمی آورد بنابراین اورا رها کردوبا تلاش بسیار خود را در مسیر وزیر قرار دادند وحقیقت را به او گفتند وگفتند که حاضرند مهندسانی تربیت بکنند وبرای این کار فقط یک مکان می خواهند که در آن تدریس بنمایند مکان به ایشان داده شد وبه این ترتیب اولین مدرسه ی مهندسی در ایران تاسیس شد اما حالا که مدرسه بود ومعلم بود شاگرد نبود پس دکتر در دیدار دیگری که با وزیر داشتند کاری کردند که حقوق کسانی که دوره ی تحصیلات این مدرسه را گذرانده باشند از حقوق افراد دیگر بیشتر باشد وبه این ترتیب کلاس ها با یازده شاگرد دایر شد که این تعداد در دوره ی سه ساله ی بعد به بیست وهشت نفر رسید پس استاد دریافت که جوانان این مملکت خواهان علم هستند فقط شرایط این کار برایشان فراهم نشده پس تصمیم گرفتند که درس ها را عمومی تر بکنند وکار را گسترش دهند بنابراین به دیدار وزیر آموزش وپرورش رفتند وبا تحریک کنجکاوی ایشان توانستند یک دارالمعلمین راه بیندازند واین اتفاق افتاد واستاد در دو اتاق کار را آغاز کرد در همان اتاق ها بود که استاد به کمک شاگردانشان اولین بار در ایران رادیو ساختند وصدای آن را به ایران راه دادند یا این که برای ایران ساعت معین کردند چون در آن روزگار هر کدام از شهرها به طور جداگانه برای خود ساعت داشتند وساعت بین المللی در ایران وجود نداشت که با تلاش استادبه ایران راه یافت ودر همان سال ها ایشان به دیدار وزیر فرهنگ رفتند وتلاش کردند که در ایران دانشگاه تاسیس کند پس قوانین دانشگاههای فرانسه وبلژیک را که از قبل جمع آوری کرده بودند به خط خود نوشتند وبا دوندگی های بسیار ودیدار با رضا شاه ورفت وآمد مکرر به مجلس دانشگاه تهران تاسیس شد وبعد آقای سید محمود در دوره ی دکتر مصدق به عنوان رئیس هیئت مدیره ومدیر عامل شرکت نفت انتخاب شدند وپس از این که ماجرای ملی شدن صنعت نفت ایران با پیشنهادات ایشان اتفاق نیفتاد استاد وزیر فرهنگ شدند ومسئولیت رسیدگی به اموال از کجا آورده ای را به دست آوردند حالا معز السلطنه که می ترسید استاد محمود اموالش را از او پس بگیرند وبه این طریق انتقام خود را بگیرند بلافاصله پیشنهاد دادن خانه ی شمیران را به استاد مطرح کردند که استاد نپذیرفت وبه او اطمینان داد که به اموال ایشان به دستور خانم گوهرشاد تعرضی نخواهد کرد اما آقا عباس از طریق آقای حائری پدر همسر استاد بار دیگر از او خواستند که این پیشنهاد را بپذیرند که ایشان قبول کردند وبا وجود حقوق کم استادی دانشگاه وعدم استخدام کلفت ونوکر وبا زحمت شبانه روزی همسرشان آن خانه را حفظ کردند وپس از پیروزی انقلاب استاد با عشق به خودکفایی کشور وبا گرو گذاشتن همان تنها ملک زندگی خوددر بانک ها وتهیه ی وسایل آزمایشگاهی وتجهیزات پژوهشی وصنعتی درهمان خانه، بیش از120 نفر ازشاگردان خود،مهندسان،متخصصان وتکنسین های کار آزموده را به کار وتحقیق مشغول کردندوحدودا 48 نوآوری در صنایع مکانیک،هیدرو دینامیک،الکترونیکو...حاصل کار ایشان درسنین80 تا90 سالگی است لازم به گفتن است که این مرد بزرگ به زبان های فرنسه،انگلیسی،عربی،ایتالیایی،سانسکریت،یونانی،لاتین،پهلوی ، اوستا ، ترکی وروسی ودر پایان زبان آلمانی که ایشان به مدت 38 سال هر شب این زبان را مطالعه می کردند آشنایی داشتند . دکتر حسابی در سن 90 سالگی به دیار باقی شتافت وآرامگاه ایشان در تفرش قرار دارد .

ازدواج ، فرزندان وخانواده :

استاددر سن 47 سالگی ودر سال 1328 با خانم صدیقه حائری ازدواج می کند ویک سال بعد صاحب پسری می شوند که نامش را ایرج گذاشتند وسال بعد هم ایرج صاحب خواهری به نام انوشه می شود وسال های بعدتر هم پریشاد وپارسا نوه های استاد می شوند.

اخلاق وعادات :

استاد مردی خوش رو فروتن وباوقار بودند کم سخن می گفتند وبسیار می اندیشیدند قناعت وصرفه جویی از خصوصیات اخلاقی ایشان بود وهر چه در اختیارشان قرار می گرفت به عنوان نعمتی الهی در نظر می گرفتند واز آن کمال استفاده را می بردند هیچگاه از تحصیل علم غافل نشدند ودر طول 38 سال پایانی عمر شبی یک ساعت به فراگیری زبان آلمانی می پرداختند ، مطالعه وتحقیق بر روی مطالب گوناگون محاسبات تئوری بی نهایت بودن ذرات ، گوش دادن به اخبار داخلی ورادیوهای خارجی ،باغبانی ،آهنگری ،نجاری وابداعات علمی وصنعتی در کارگاه کوچک خانه از سرگرمی های ایشان بود به همسر وفرزندان خود عشق می ورزیدند وبه آن ها احترام می گذاردند با وجود مشغله ی بسیار همواره می کوشیدند از هر فرصتی برای تبادل نظر وهمنشینی با ان ها استفاده نمایند هر شب دو ساعت را به آموزش مطالب گوناگون وپاسخ گویی به سئوالات درسی فرزندانشان وهمچنین ساعتی را به آموزش فرزندان همسایگان اختصاص می دادند

آثار :
الف )
کتاب ها : قانون تاسیس دانشگاه تهران
فیزیک دوره ی اول ودوم دبیرستان
نام های ایرانی و...
ب)
تحقیقات : تحقیق نظری در باره ی ساختمان ذرات بنیادی هسته ی اتم
تحقیق در باره ی نظریه ی نسبیت
تحقیق آزمایشگاهی عبور نور در مجاورت ماده و...
پ)
سخنرانی ها : سخنرانی با عنوان مقدمه ی آزمایش های اتمی برای همه
سخنرانی با عنوان ذرات پیوسته
و...
ت)
مقالات : نگارش مقاله ی وجود ذره ی باردار باجرمی بزرگ تر از الکترون
نگارش مقاله ی یادواره ی پروفسور انیشتین به مناسبت درگذشت این فیزیکدان برجسته
 و ...
علایق ) موسیقی :استاد به موسیقی اصیل ایرانی بسیار علاقه داشتند ومی گفتند موسیقی ایرانی یک طرز فکر است یک فلسفه است وبیان یک آرزوست ، استاد موسیقی کلاسیک غرب را به خوبی می شناختند ودر نواختن ویولن ،نی ، ساز دهنی وپیانو مهارت داشتند . در میان موسیقی دانان غربی بیش از همه به باخ علاقه داشتند ومعتقد بودند آن قدر موسیقی باخ قشتگ است که آدم فکر می کند با خدا حرف می زند ایشان به کمک شاگردان خود در دانشکده ی علوم به تعیین نت های موسیقی واندازه گیری دقیق فواصل گام های موسیقی ایرانی پرداختند وبا تغییر شکل کاسه ی تار این ساز قدیمی ایران را اصلاح کردند .
نقاشی: علاقمند به نقاشی کلاسیک بویژه بوتیچ لی ، بوش ، ونگوک و ...
مجسمه سازی : استاد آشنا وعلاقمند به مجسمه های معروف دنیا بویژه یونان علاقه ی خاصی نیز به آثار مجسمه ساز معروف فرانسوی رودن داشتند .
ورزش : کوه پیمایی وراه پیمایی از ورزش های مورد علاقه ی استاد بود از دیگر ورزش های مورد علاقه ی ایشان می توان از فوتبال ، دوچرخه سواری ، دو استقامت ، چوب پا ، دشت نوردی و... نام برد .

منبع ) کتاب استاد عشق اثر ایرج حسابی( فرزند استاد )

تهیه کننده : فاطمه اسدیان


   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ